ترجمه كرد. كتاب آخري طبعاً فاقد ارزش علمي بود، ولي اهميت فرهنگي بسيار زيادي داشت‌.از طريق ترجمه‌ٴ اين كتاب از زبان عبري مقدار زيادي از فرهنگ عامه‌ٴ شرقي به جهان لاتيني راه‌ يافت‌. اين ترجمه هم به نوبه‌ٴ خود به بسياري از زبان‌هاي محلي ترجمه شد.
رواج رساله‌ٴ التيسير ابن زهر از آن جا معلوم مي‌شود كه چند سال پس از ترجمه‌ٴ جوواني‌ كاپوايي‌، ترجمه‌ٴ ديگري از آن شد، هم‌چنين شخصي به نام پاراويكيوس پادوايي (؟) با كمك‌ يك يهودي به نام يعقوب آن را از عبري ترجمه كرد.
ج‌) گروه انگليسي و فرانسوي‌. هاگين ديولاكرو آخرين رابي بزرگ انگليس پيش از اخراج‌ يهوديان‌، ممكن است همان ((هاگين يهودي‌)) باشد كه رساله‌ٴ اخترشماري ابن عزرا را در 1273، در خانه‌ٴ هانري بات در مالين به زبان فرانسه ترجمه كرد، و هانري بات آن را به لاتيني برگرداند. ترجمه‌هاي منسوب به آرمانگو پسر بلز، ممكن است از عبري باشد، اين مطلب در مورد رساله‌ٴ تربيع دايره‌ٴ يعقوب‌بن ماهر، كه آرمانگو آن را در 1299، در مونپليه با كمك موٴلف ترجمه كرده‌، و در مورد ارجوزه‌ٴ ابن سينا صادق است‌.
9. از لاتيني به ايتاليايي‌، فرانسه و هلندي‌. ترجمه‌هايي كه در اين قسمت مورد رسيدگي قرار مي‌گيرند از نظر تاريخ علم اهميت كمتري دارند تا از نظر تاريخ فكر و تاريخ زبان‌. فضلاي اروپا نيازي به ترجمه‌هاي محلي نداشتند، ولي تعداد روزافزوني از اشراف‌، شهرنشينان و زنان‌ نجيب‌زاده بودند كه لاتيني نمي‌دانستند، يا به علت دشواري قرائت از آن لذت نمي‌بردند. طبعاً اين كتاب‌هاي علمي‌تر نبود كه ترجمه مي‌شد، بلكه آثاري ترجمه مي‌شد كه خواهان بيشتري‌ داشت‌. مثلاً تربيت شاهزادگان اَجيديوي رُمي فوراً به ايتاليايي و فرانسه ترجمه شد. ژان موني‌ احتمالاً پس از 1280، تعدادي آثار را به فرانسه ترجمه كرد: نامه‌هاي آبلار و هلوئيز، عجايب‌ ايرلند به روايت جرالد ويلزي‌، و مهم‌تر از همه تسليات بويتيوس‌. اين كتاب آخري در فرانسه رواج‌ فوق‌العاده‌اي يافت‌، و در اثناي يك قرن و نيم‌، يك دوجين ترجمه و تلخيص از آن صورت گرفت‌. ترجمه‌ٴ ژان‌، نه اولي بود و نه آخري‌. تسليات نخستين اثر باستاني بود كه به‌طور كامل به فرانسه‌ ترجمه شد، و ترجمه‌هاي متعدد آن در تثبيت اصطلاحات فلسفي اين زبان اثر ناچيزي نداشت‌.
در ميان ساير ترجمه‌ها بايد از سرّالاسرار ياد كنيم كه در رواج تالي تسليات بود، و در سده‌هاي‌ سيزدهم و چهاردهم‌، بالغ بر هشت ترجمه‌ٴ فرانسه و آنگلونورماني از آن پديد آمد. دو تا از اين‌ ترجمه‌ها مربوط به نيمه‌ٴ دوم سده‌ٴ سيزدهم است‌، يكي از پيتر آبرنون (يا پيتر پكهام‌)، و ديگري‌ از ژوفروا (جئوفري‌) واترفوردي راهب دومينيكي (وفات‌: 1300) و سروه كوپال‌1.


1.   ¿ ج 1، ص 549 و مرجع زير را بدان اضافه كنيدCV. Langlois, La connaissance de la nature et du monde, 2d ed., la vie en France au Moyen age, vol. 3, pp, 71-121, 1927 , ، كه بيشتر به ترجمه‌ٴ ژوفروا (جئوفري‌) اختصاص دارد.